تو کيستي که من اينگونه بي تو بي تابم                                              شب از هجوم خيالت نمي برد خوابم                                              که هر شب نعش خود را تا سحر بر دوش گيرم                                              بچرخم آنقدر کز فرط بي تابي بميرم                                              که هر شب بر دست عفريت جنونم مي سپاري                                              که هر شب بر سرم آوار تنهايي بريزد                                              مطالب جالب                                              اشعار مشيري                                              اخوان ثالث                                              سهراب سپهري                                              **بياتوقزوين**                                             
 
همیشه غایب
صفحه نخست   ::   آرشيو  ::   تماس با من   
 
اطلاعات شما
نظر سنجي تصوير روز تماس مستقيم با مدير

تقويم

انسان ها از دید گاه دکترشریعتی چهار دسته اند

 

دکتر علی شریعتی انسانها را به چهار دسته تقسیم کرده است:

1. آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند عمده آدمها. حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.

2. آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی شخصیت‌اند و بی اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌اشان یکی است.

3. آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند

 

آدمهای معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند. کسانی که هماره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.

 

 

4. آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هستند

 

 

شگفت انگیز ترین آدمها. در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم. اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم. باز می‌شناسیم. می فهمیم که آنان چه بودند. چه می گفتند و چه می خواستند. ما همیشه عاشق این آدمها هستیم . هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می آید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.

راستی شما از کدام دسته ای ؟


پيام هاي ديگران () | ۱۳۸٦/۱٢/٢٢ - AHOURA |ادامه مطالب

وجود گمشده

                                

من آفتاب درخشان و ماه تابان را

  

بهین طراوت سرسبزی بهاران را

  

زلال زمزمه روشنان باران را درود خواهم گفت

  

صفای باغ و چمن دشت و کوهساران را

  

و من چو ساقه نورسته بازخواهم رست

  

و درتمامی اشیا پاک تجریدی

  

                        وجود گمشده ای رادوباره خواهم جست                                                       

                                         

                                                                                                        


پيام هاي ديگران () | ۱۳۸٦/۱٢/۱٧ - AHOURA |ادامه مطالب

خدایا!!!!!!

 


پيام هاي ديگران () | ۱۳۸٦/۱٢/٧ - AHOURA |ادامه مطالب

پرواز مجازی

خسته ام از آرزوها ، آرزوهاي شعاري
شوق پرواز مجازي ، بالهاي استعاري
لحظه هاي کاغذي را، روز و شب تکرار کردن
خاطرات بايگاني،زندگي هاي اداري
آفتاب زرد و غمگين ، پله هاي رو به پايين
سقفهاي سرد و سنگين ، آسمانهاي اجاري
با نگاهي سر شکسته،چشمهايي پينه بسته
خسته از درهاي بسته، خسته از چشم انتظاري
صندلي هاي خميده،ميزهاي صف کشيده
خنده هاي لب پريده ، گريه هاي اختياري
عصر جدول هاي خالي، پارک هاي اين حوالي
پرسه هاي بي خيالي، نيمکت هاي خماري
رو نوشت روزها را،روي هم سنجاق کردم:
شنبه هاي بي پناهي ، جمعه هاي بي قراري
عاقبت پرونده ام را با غبار آرزوها
خاك خواهد بست روزي، باد خواهد برد باري
روي ميز خالي من، صفحه باز حوادث
درستون تسليت ها، نامي از مايادگاري


پيام هاي ديگران () | ۱۳۸٦/۱۱/۱٧ - AHOURA |ادامه مطالب

آخرين جرعه اين جام

دارم می میرم!!!!!

همه ميپرسند

چيست در زمزمه مبهم آب

چيست در همهمه دلکش برگ

چيست در بازي آن ابر سپيد

روي اين آبي آرام بلند

که ترا مي برد اينگونه به ژرفاي خيال

چيست در خلوت خاموش کبوترها

چيست در کوشش بي حاصل موج

چيست در خنده جام

که تو چندين ساعت

مات و مبهوت به آن مي نگري

نه به ابر

نه به آب

نه به برگ

مه به اين آبي آرام بلند

نه به اين خلوت خاموش کبوترها

نه به اين آتش سوزنده که لغزيده به جام

من به اين جمله نمي انديشم

من مناجات درختان را هنگام سحر

رقص عطر گل يخ را با باد

نفس پاک شقايق را در سينه کوه

صحبت چلچله ها را با صبح

بغض پاينده هستي را در گندم زار

گردش رنگ و طراوت را در گونه گل

همه را ميشنوم

مي بينم

من به اين جمله نمي انديشم

به تو مي انديشم

اي سراپا همه خوبي

تک و تنها به تو مي انديشم

همه وقت

همه جا

من به هر حال که باشم به تو مي انديشم

تو بدان اين را تنها تو بدان

تو بيا

تو بمان با من تنها تو بمان

جاي مهتاب به تاريکي شبها تو بتاب

من فداي تو به جاي همه گلها تو بخند

اينک اين من که به پاي تو درافتاده ام باز

ريسماني کن از آن موي دراز

تو بگير

تو ببند

تو بخواه

پاسخ چلچله ها را تو بگو

قصه ابر هوا را تو بخوان

تو بمان با من تنها تو بمان

در دل ساغر هستي تو بجوش

من همين يک نفس از جرعه جانم باقي است

                         آخرين جرعه اين جام تهي را تو بنوش                             


پيام هاي ديگران () | ۱۳۸٦/۱۱/۱۱ - AHOURA |ادامه مطالب

بدون شرح!


پيام هاي ديگران () | ۱۳۸٦/۱۱/٦ - AHOURA |ادامه مطالب

سرکاری!

یک ساعت منتظرش ماندم اما نیامد بهش زنگ زدم نگفتم چرا نیامدی او هم

چیزی نگفت

گفتم:فردا ساعت چهار می آیی؟قبول کرد فردا باز هم ساعت سه سر قرار رفتم بدون این که             

کتاب یا روزنامه ای دستم باشد ویک ساعت مانده تا چهار را پر کنم هوا داشت تاریک می شد            

بازهم نیامد فکر کردم برای قرار اول هم نیامده بود .فکر کردم به نتیجه ای نرسیدم.بدون اینکه          

فکر کنم زنگ زدم اما با او خوش و بش نکردم !نپرسیدم هم چرا  امروز نیامدی پرسیدم:                                                                                                                      

برای فردا وقت داری؟نه نگفت!پرسیدم:کجا قرار بگذاریم؟گفت:همان جایی که امروز ودیروز قرار داشتیم خوب است!


پيام هاي ديگران () | ۱۳۸٦/۱۱/٤ - AHOURA |ادامه مطالب

مراسم قمه زنی


پيام هاي ديگران () | ۱۳۸٦/۱۱/٤ - AHOURA |ادامه مطالب

مدیريت بحران!


پيام هاي ديگران () | ۱۳۸٦/۱۱/۱ - AHOURA |ادامه مطالب

 


پيام هاي ديگران () | ۱۳۸٦/۱۱/۱ - AHOURA |ادامه مطالب

                             ایستگاه مطبوعات

copyright 2007-2008 © by S.AHOURA .:. all rights reserved AHOURA.tk.:. designed by S.AHOURA